0

اختیار معامله

اختیار معامله
بازدید 133

اختیار معامله یا همان آپشن یکی از جذاب‌ترین و پرکاربردترین ابزارهای مالی است. این ابزار مشتقه، به سرمایه‌گذاران و معامله‌گران امکان می‌دهد با تحلیل دقیق، پیش‌بینی هوشمند و مدیریت ریسک، نه تنها سود بالقوه خود را افزایش دهند، بلکه در برابر نوسانات و افت‌های بازار از سرمایه خود محافظت کنند.

خواه در ابتدای مسیر سرمایه‌گذاری باشید، خواه یک معامله‌گر با‌تجربه در بازار بورس ایران، آکادمی آپشنیست به شما کمک خواهد کرد تا با تسلط بر مفاهیم اختیار معامله، تصمیمات هوشمندانه‌تری بگیرید و عملکرد مالی خود را ارتقا دهید. با ما همراه باشید و وارد دنیای هیجان‌انگیز و منعطف اختیار معامله شوید. دنیایی که در آن دانش، استراتژی و مدیریت ریسک، کلید موفقیت شماست.

اگر قصد دارید به‌صورت اصولی وارد بازار اختیار معامله شوید، این صفحه نقطه شروع شماست. آکادمی آپشنیست مسیر یادگیری آپشن را به‌صورت مرحله‌به‌مرحله، کاربردی و متناسب با بازار بورس ایران طراحی کرده است تا بدون سردرگمی و آزمون‌وخطای پرهزینه، دانش خود را به مهارت عملی تبدیل کنید.

آشنایی با مفاهیم پایه اختیار معامله

در این بخش با مفاهیم پایه اختیار معامله آشنا خواهید شد و ساختار اساسی این ابزار مالی، اجزای هر قرارداد و اصول اولیه کاربرد آن در بازارهای مالی بررسی خواهد شد. این مباحث پایه، نقطه شروعی برای درک عمیق‌تر و استفاده عملی از اختیار معامله است.

تعریف اختیار معامله (آپشن)

اختیار معامله (Option) قراردادی مالی است که به خریدار آن «حق» ولی نه «اجبار» می‌دهد که یک دارایی پایه را در تاریخی مشخص یا قبل از آن، با یک قیمت ثابت از پیش تعیین‌شده، بخرد یا بفروشد. این دارایی پایه، که به آن زیربنا یا ابزار پایه نیز گفته می‌شود و ارزش آن به قیمت دارایی پایه مانند سهام، ارز، کالا یا شاخص وابسته است. اختیار معامله یک ابزار مشتقه است، که شامل سهام شرکت‌های بورسی ایرانی مانند فولاد مبارکه، اهرم، ایران خودرو، شستا و … می‌باشد.
اجزای این تعریف را به‌صورت ساده مورد بررسی قرار می‌دهیم:

  • خریدار فقط «حق» دارد، نه اجبار.
  • معامله دارایی با قیمت ثابت انجام می‌شود.
  • این معامله در یک تاریخ مشخص یا قبل از آن صورت می‌گیرد.

تفاوت اختیار معامله (آپشن) با سهام

تفاوت اختیار معامله با سهام در چند بخش کلیدی خلاصه نمی‌شود. این دو ابزار مالی از نظر ماهیت، میزان ریسک، نوع بازدهی و حتی نحوه استفاده در بازار کاملاً متفاوت عمل می‌کنند. برای درک بهتر، باید بدانیم که سهام نشان‌دهنده مالکیت واقعی در یک شرکت است، در حالی‌ که اختیار معامله تنها حق انجام یک خرید یا فروش در آینده را به معامله‌گر می‌دهد و هیچ نوع مالکیتی ایجاد نمی‌کند.

مالکیت یا عدم مالکیت: زمانی که شما سهام می‌خرید، عملا صاحب بخشی از شرکت می‌شوید و همراه با سهم، حقوقی مانند دریافت سود نقدی یا حق رأی در مجامع به شما تعلق می‌گیرد. اما در اختیار معامله شما فقط یک «حق» در اختیار دارید. یعنی می‌توانید در زمان مشخص، سهم را با قیمت از پیش تعیین‌شده بخرید یا بفروشید، اما مالک دارایی پایه نیستید.

سطح ریسک: ریسک سهام برابر با تغییرات کامل قیمت سهم است و ممکن است کل سرمایه‌ای که برای خرید آن پرداخت شده از بین برود. اما در اختیار معامله میزان ریسک برای خریدار محدودتر است، چراکه حداکثر زیان تنها برابر با مبلغی است که برای خرید قرارداد پرداخت کرده است.

این ویژگی باعث می‌شود اختیار معامله برای مدیریت ریسک گزینه بسیار مناسبی باشد. بعبارتی سهام برای مالکیت و سرمایه‌گذاری بلندمدت مناسب است، اما اختیار معامله ابزاری انعطاف‌پذیر، اهرمی و زمان‌محور برای معامله‌گران است که به‌دنبال مدیریت ریسک یا کسب سود سریع‌تر هستند.

سود و بازدهی: بازده سهام معمولا متناسب با میزان رشد قیمت آن است. یعنی رشد آرام، سود آرام و در مقابل کاهش شدید، زیان شدید. اما اختیار معامله یک ابزار اهرمی است. یعنی با سرمایه کم، امکان کسب سود بزرگ‌تری وجود دارد. بطور مثال ممکن است با ۵ درصد تغییر قیمت سهم، ارزش اختیار معامله ۳۰ یا ۵۰ درصد رشد کند. این همان «اهرم طبیعی» در اختیار معامله است که سرمایه‌گذاران حرفه‌ای از آن برای کسب بازده‌های بالاتر استفاده می‌کنند.

وجود تاریخ سررسید: سهام یک دارایی بدون تاریخ انقضا است. هر زمان بخواهید می‌توانید آن را نگه دارید، بفروشید یا افزایش دهید. اما اختیار معامله همیشه تاریخ سررسید دارد و پس از رسیدن به آن تاریخ، قرارداد کاملاً منقضی می‌شود. بنابراین زمان و کاهش ارزش زمانی (Time Decay) نقش بسیار مهمی در معاملات آپشن دارد.

کاربردها و اهداف سرمایه‌گذاری: سهام معمولا برای سرمایه‌گذاری میان‌مدت و بلندمدت، تشکیل سبد دارایی و مالکیت شرکت خریداری می‌شود. اما در اختیار معامله کاربردهای بسیار گسترده‌تری همچنون پوشش ریسک (Hedging)، سفته‌بازی هوشمندانه، کاهش هزینه خرید سهم، کسب درآمد دوره‌ای و ساخت استراتژی‌های پیچیده مثل اسپردها، استرادل، پروانه و … وجود دارد. به همین دلیل اختیار معامله یک ابزار فوق‌العاده منعطف و حرفه‌ای محسوب می‌شود.

 

ویژگی سهام اختیار معامله
ماهیت دارایی دارایی واقعی و نشان‌دهنده مالکیت در شرکت ابزار مشتقه و مبتنی بر دارایی پایه
مالکیت با خرید سهام، مالک بخشی از شرکت می‌شوید هیچ‌گونه مالکیتی ایجاد نمی‌کند
حق یا تعهد خرید سهام هم حق است و هم مالکیت خریدار فقط «حق» دارد، نه تعهد
ریسک خریدار ممکن است کل سرمایه از بین برود محدود به مبلغ پرمیوم پرداختی
ریسک فروشنده وجود ندارد می‌تواند بسیار بالا یا نامحدود باشد
بازدهی متناسب با رشد قیمت سهم اهرمی؛ امکان سود بالا با سرمایه کمتر
نیاز به سرمایه اولیه بالا (قیمت کامل سهم پرداخت می‌شود) پایین‌تر (فقط پرمیوم پرداخت می‌شود)
اهرم مالی ندارد دارد (اهرم طبیعی)
تاریخ انقضا ندارد دارد (سررسید مشخص)
کاهش ارزش زمانی وجود ندارد دارد (Time Decay)
قابلیت پوشش ریسک محدود بسیار بالا (Hedging)
کاربرد اصلی سرمایه‌گذاری میان‌مدت و بلندمدت معامله‌گری، پوشش ریسک، درآمدزایی

 

 

برای درک بهتر سازوکار اختیار معامله، آشنایی با دو مفهوم کلیدی یعنی موقعیت‌های معاملاتی (لانگ و شورت) و انواع قراردادهای اختیار خرید و فروش (کال و پوت) ضروری است.

هر معامله‌گر باید بداند که ورود به یک موقعیت لانگ چه حقوقی ایجاد می‌کند و اتخاذ یک موقعیت شورت چه تعهداتی به همراه دارد. این مفاهیم پایه، مسیر انتخاب استراتژی‌های حرفه‌ای را روشن می‌کنند و به شما کمک می‌کنند تصمیم‌های دقیق‌تری در بازار اختیار معامله بگیرید.

 انواع قراردادهای اختیار معامله (کال و پوت) و نقش خریدار و فروشنده در بازار آپشن

در بازار اختیار معامله دو نوع قرارداد اصلی و پایه‌ای وجود دارد که ساختار این ابزار مالی را شکل می‌دهد: اختیار خرید (Call) و اختیار فروش (Put). هر یک از این قراردادها به خریدار حق مشخصی می‌دهد، بدون اینکه او را مجبور به انجام معامله کند. پیش از ورود به مباحث پیشرفته‌تر، لازم است ابتدا با این دو نوع اصلی اختیار معامله به‌صورت دقیق و روشن آشنا شویم. در واقع، تمام استراتژی‌های معاملاتی بر پایه همین دو دسته اصلی بنا شده‌اند.

اختیار خرید (Call Option): حق خرید دارایی در قیمت مشخص

این قرارداد به خریدار این حق را می‌دهد که تا تاریخ سررسید، دارایی پایه را با قیمت مشخصی در آینده خریداری کند. به‌عنوان مثال، اگر شما اختیار خرید سهام فولاد را با قیمت 600 تومان خریداری کنید و قیمت بازار به 800 تومان برسد، شما می‌توانید از حق خود استفاده کرده و با سود خوبی سهم را دریافت کنید.

اختیار فروش (Put Option): حق فروش دارایی در قیمت مشخص 

این قرارداد به خریدار این حق را می‌دهد که تازمان سررسید، دارایی پایه را با قیمت اعمال مشخصی در آینده به فروش برساند، حتی اگر قیمت آن دارایی در بازار کاهش یافته باشد. به‌عنوان مثال، اگر شما اختیار فروش سهام خودرو را با قیمت 400 تومان خریده‌اید و قیمت بازار به 300 تومان کاهش یابد، می‌توانید سهم را با قیمت بالاتر بفروشید و از کاهش قیمت سود بگیرید.

تفاوت اصلی بین  اختیار خرید و اختیار فروش (کال و پوت)

نقش خریدار در اختیار معامله چیست؟

در اختیار خرید (کال)، خریدار انتظار دارد قیمت سهم افزایش یابد و می‌خواهد سهم را با قیمت پایین‌تر بخرد. ولی در اختیار فروش (پوت)، خریدار انتظار دارد قیمت سهم کاهش یابد و می‌خواهد آن را با قیمت بالاتر بفروشد.

  • خریدار کال، این حق را دارد که در صورت تمایل، دارایی پایه را با قیمت اعمال از فروشنده خریداری کند، اما هیچ الزامی برای خرید ندارد. اگر قیمت بازار بالاتر از قیمت اعمال باشد، می‌تواند از این قرارداد سود ببرد.
  • خریدار پوت، این حق را دارد که در صورت تمایل، دارایی پایه را با قیمت اعمال به فروشنده بفروشد، اما هیچ الزامی برای فروش ندارد. اگر قیمت بازار پایین‌تر از قیمت اعمال باشد، می‌تواند از این قرارداد سود کند.

اما نقش فروشنده‌ در اختیار معامله چیست؟

در مقابل خریداران، کسانی هستند که این قراردادها را می‌فروشند یا می‌نویسند (که به آن‌ها Writer گفته می‌شود). آن‌ها در ازای دریافت مبلغی به نام پریمیوم (Premium)، تعهداتی را می‌پذیرند.

  • فروشنده‌ی کال، موظف است در صورت اجرای قرارداد، دارایی پایه را با قیمت اعمال به خریدار تحویل بدهد اگر خریدار تصمیم به خرید بگیرد.
  • فروشنده‌ی پوت، موظف است در صورت اجرای قرارداد، دارایی پایه را از خریدار بخرد اگر خریدار تصمیم به فروش بگیرد. حتی اگر قیمت بازرا کاهش یافته باشد.

نکته مهم: فروشنده یا نویسنده یک قراداد اختیار معامله هیچ کنترلی روی زمان اجرای قرارداد و تصمیم خریدار برای اجرای قراداد ندارد. ممکن است خریدار می‌تواند اختیار خود را در هر زمان تا سررسید، به فروش برساند. با این حال، فروشنده می‌تواند پیش از اجرای قرارداد، موقعیت خود را با یک معامله معکوس (Buy to Close) ببندد. به شرط آنکه هنوز تسویه یا Assignment اتفاق نیفتاده باشد.

بطور کلی، اختیار معامله (آپشن) یک ابزار مالی دوطرفه است که هم خریداران و هم فروشندگان می‌توانند با استراتژی مناسب از آن بهره‌برداری کنند. خریدار آپشن، در قبال پرداخت مبلغی به نام پریمیوم (Premium)، تنها حق انجام معامله را دارد و هیچ تعهدی برای اجرای آن ندارد.

به‌عبارت‌دیگر، خریدار اختیار خرید یا فروش، می‌تواند تصمیم بگیرد که از حق خود استفاده کند یا اجازه دهد قرارداد بدون ارزش منقضی شود. در مقابل، فروشنده آپشن، موظف است در صورت اجرای قرارداد توسط خریدار، مفاد آن را دقیقا اجرا کند. به این معنا که در قرارداد اختیار خرید، باید دارایی پایه را تحویل دهد و در قرارداد اختیار فروش، موظف به خرید دارایی است.

از آن‌جایی که فروشنده همواره در معرض ریسک اجرای یک‌طرفه قرار دارد، مدیریت ریسک و پوشش زیان احتمالی برای او بسیار حیاتی است. با این حال، چه خریدار و چه فروشنده، هردو می‌توانند پیش از سررسید قرارداد، موقعیت خود را ببندند. این کار از طریق انجام یک معامله معکوس (مثل Buy to Close برای فروشنده یا Sell to Close برای خریدار) صورت می‌گیرد و موجب می‌شود که طرفین از ادامه تعهدات قرارداد خارج شوند.

آشنایی با موقعیت‌های معاملاتی اختیار معامله (لانگ و شورت)

در دنیای اختیار معامله، مفاهیم لانگ (Long) و شورت (Short) به موقعیت‌های معاملاتی سرمایه‌گذار اشاره دارند و پایه‌ای‌ترین مفاهیم برای مدیریت ریسک و سوددهی هستند.

لانگ (Long) در اختیار معامله به معنای خرید یک قرارداد اختیار است. در واقع به معنی “خریدار اختیار” بودن، یعنی شما حق دارید، نه تعهد. انواع موقعیت لانگ:

  • خرید قرارداد اختیار خرید (لانگ کال)
  • خرید قرارداد اختیار فروش (لانگ پوت)

وقتی شما یک موقعیت لانگ اختیار خرید یا اختیار فروش باز می‌کنید، به‌واقع حق دارید از افزایش یا کاهش قیمت دارایی پایه بهره ببرید، بدون اینکه ملزم به انجام معامله باشید. مزیت این موقعیت در اختیار معامله، محدود بودن ریسک به مبلغ پرداختی برای خرید قرارداد و امکان استفاده از اهرم مالی است.

شورت (Short) در اختیار معامله به معنای فروش یک قرارداد اختیار است. در این حالت شما تعهد دارید و باید در صورت درخواست خریدار، معامله را انجام دهید. انواع موقعیت شورت:

  • فروش قرارداد اختیار خرید (شورت کال)
  • فروش قرارداد اختیار فروش (شورت پوت)

در این موقعیت، شما در صورت درخواست خریدار، متعهد به خرید یا فروش دارایی پایه را خرید یا فروش کنید. موقعیت شورت درآمد ثابت اولیه ایجاد می‌کند، اما ریسک بالقوه آن در اختیار معامله می‌تواند نامحدود باشد، بنابراین مدیریت دقیق و انتخاب شرایط مناسب برای فروش قرارداد اهمیت بالایی دارد.

هر معامله‌گر اختیار معامله باید ابتدا مفهوم لانگ و شورت را به‌خوبی درک کند تا بتواند استراتژی‌های خود را بر اساس انتظار از حرکت قیمت دارایی پایه، ریسک‌پذیری و اهداف سرمایه‌گذاری طراحی کند. برای درک بهتر این مفاهیم و آشنایی کامل با آن‌ها به صفحه «مفاهیم پایه اختیار معامله» مراجعه کنید. در آن صفحه، هر موقعیت با مثال و توضیح ساده توضیح داده شده است تا مسیر یادگیری شما شفاف و کاربردی‌تر شود.

مثال کاربردی اختیار معامله، کال و پوت را در چند دقیقه یاد بگیرید

در این آموزش، با دو مثال بسیار ساده و واقعی در بازار ایران، مفاهیم اصلی اختیار معامله شامل اختیار خرید (Call)، اختیار فروش (Put)، لانگ و شورت را یاد می‌گیرید. برای جلوگیری از ابهام، ابتدا اختیار خرید (کال) را بررسی می‌کنیم و سپس سراغ اختیار فروش (پوت) می‌رویم.

سناریوی اختیار خرید (لانگ کال، شورت کال):

فرض کنید قیمت یک سهم در بازار، اکنون ۱۰۰٬۰۰۰ ریال معامله می‌شود. دو معامله‌گر داریم:

  • آقای الف خریدار اختیار خرید (لانگ کال)
  • آقای ب فروشنده اختیار خرید (شورت کال)

مشخصات قرارداد:

  • قیمت اعمال: ۱۰۰٬۰۰۰ ریال
  • پرمیوم (قیمت آپشن): ۵٬۰۰۰ ریال
  • سررسید: ۱ ماه

حالت 1: قیمت سهم در سررسید به ۱۱۰٬۰۰۰ ریال می‌رسد.

قرارداد اجرا می‌شود. دید خریدار، آقای الف اختیار خرید خود را اجرا کرده و سهم را با قیمت ۱۰۰٬۰۰۰ ریال می‌خرد و در بازار ۱۱۰٬۰۰۰ ریال می‌فروشد. سود خالص بعد از کسر پرمیوم، ۵٬۰۰۰ ریال است. در این حالت لانگ کال سود می‌کند.

دید فروشنده، آقای ب مجبور است سهم را با قیمت ۱۰۰٬۰۰۰ ریال به خریدار بفروشد. ضرر خالص بعد از پرمیوم ۵٬۰۰۰ ریال خواهد بود. در این حالت شورت کال زیان می‌کند.

حالت ۲: قیمت سهم در سررسید به ۹۵٬۰۰۰ ریال برسد.

قرارداد اجرا نمی‌شود. دید خریدار، آقای الف اختیار خود را استفاده نمی‌کند چون می‌تواند ارزان‌تر از بازار بخرد. زیان او همان پرمیوم ۵٬۰۰۰ ریال است. در این وضعیت لانگ کال زیان می‌کند.

دید فروشنده، آقای ب، چون قرارداد اجرا نشده، پرمیوم را به‌عنوان سود نگه می‌دارد. در اینجا شورت کال سود می‌کند.

سناریوی اختیار فروش (لانگ پوت و شورت پوت):

فرض کنید قیمت یک سهم در بازار، اکنون ۱۰۰٬۰۰۰ ریال معامله می‌شود. دو معامله‌گر داریم:

  • آقای الف خریدار اختیار فروش (لانگ پوت)
  • آقای ب فروشنده اختیار فروش (شورت پوت)

مشخصات قرارداد:

  • قیمت اعمال: ۱۰۰٬۰۰۰ ریال
  • پرمیوم: ۴٬۰۰۰ ریال
  • سررسید: ۱ ماه

حالت 1: قیمت سهم در سررسید به ۹٬۰۰۰ریال می‌رسد.

قرارداد اجرا می‌شود. دید خریدار، آقای الف اختیار فروش خود را اجرا کرده و می‌تواند سهمی که ۹۰٬۰۰۰ می‌ارزد را ۱۰۰٬۰۰۰ بفروشد. سود خالص، ۱۰٬۰۰۰ − ۴٬۰۰۰ = ۶٬۰۰۰ ریال است.  در این جا لانگ پوت سود می‌کند.

دید فروشنده، آقای ب مجبور است سهم گران‌تر از ارزش بازار بخرد. سهمی که ۹٬۰۰۰ ریال می‌ارزد را ۱۰۰٬۰۰۰ ریال بخرد. ضرر خالص، ۱۰٬۰۰۰ − ۴٬۰۰۰ = ۶٬۰۰۰ ریال خواهد بود. در این وضعیت شورت پوت زیان می‌کند.

حالت 2: قیمت سهم در سررسید به ۱۰۷٬۰۰۰ریال می‌رسد.

قراداد اجرا نمی‌شود. دید خریدار فروش با ۱۰۰٬۰۰۰ منطقی نیست. ضرر خالص ۴٬۰۰۰ ریال (پرمیوم) است. لانگ پوت فقط پرمیوم را از دست می‌دهد.

دید فروشنده، برنده پرمیوم است، چون قرارداد اجرا نشده است.  سود خالص برابر با ۴٬۰۰۰ ریال است. در این حالت شورت پوت سود می‌کند.

نوع قرارداد نوع موقعیت بهترین حالت برای معامله‌گر بدترین حالت برای معامله‌گر
کال (اختیار خرید) لانگ کال قیمت سهم رشد کند و بالاتر از قیمت اعمال برود قرارداد بی‌ارزش منقضی شود (زیان = پرمیوم)
کال (اختیار خرید) شورت کال قیمت سهم ثابت بماند یا کاهش یابد رشد شدید قیمت سهم (زیان نامحدود)
پوت (اختیار فروش) لانگ پوت قیمت سهم کاهش یابد و پایین‌تر از قیمت اعمال برود قرارداد بی‌ارزش منقضی شود (زیان = پرمیوم)
پوت (اختیار فروش) شورت پوت قیمت سهم ثابت بماند یا افزایش یابد افت شدید قیمت سهم (زیان بالا تا قیمت اعمال)

 

برای یادگیری کامل و جامع چهار موقعیت معاملاتی لانگ کال، شورت کال، لانگ پوت و شورت پوت و درک دقیق کاربرد هرکدام در بازار اختیار معامله، به صفحه آموزشی اختصاصی این مباحث مراجعه کنید. در آن صفحات، تمام این موقعیت‌ها با مثال‌های واقعی، نمودار سود و زیان، کاربردهای حرفه‌ای و نکات مهم مدیریت ریسک توضیح داده شده‌اند. مطالعه آن بخش به شما کمک می‌کند فراتر از مفاهیم پایه حرکت کنید و بتوانید بر اساس تحلیل بازار، بهترین موقعیت معاملاتی را انتخاب کنید. این صفحه یک منبع کامل برای تبدیل دانش پایه به مهارت عملی در بازار اختیار معامله است.

در بازار اختیار معامله، درک دقیق عناصر اصلی هر قرارداد، مثل قیمت اعمال (Strike Price) و پرمیوم (Option Premium)، برای تصمیم‌گیری درست معامله‌گر حیاتی است. قیمت اعمال مشخص می‌کند که دارایی پایه با چه قیمتی خرید یا فروش خواهد شد و پرمیوم هزینه‌ای است که خریدار برای به‌دست آوردن حق خود می‌پردازد. شناخت این دو مفهوم، پایه تحلیل سود و زیان، مدیریت ریسک و طراحی استراتژی‌های موفق در معاملات اختیار معامله است. در ادامه به بررسی جزئیات قیمت اعمال، پرمیوم و عوامل مؤثر بر آنها خواهیم پرداخت تا دیدگاهی جامع نسبت به این بخش حیاتی بازار به دست آورید.

قیمت اعمال (Strike Price) در اختیار معامله

در بازار اختیار معامله ، یکی از مفاهیم کلیدی، قیمت اعمال (Strike Price) است. این قیمت، عددی است که در قرارداد آپشن به‌صورت دقیق مشخص شده و بر اساس آن معامله انجام خواهد شد در صورتی که خریدار تصمیم به اجرای اختیار بگیرد.

تعریف ساده: قیمت اعمال، همان قیمتی است که در قرارداد مشخص می‌شود و دارایی در آن قیمت معامله خواهد شد. این قیمت از قبل در قرارداد تعیین می‌شود و تغییر نمی‌کند، حتی اگر قیمت بازار بالا یا پایین برود. قیمت اعمال نقش حیاتی در تعیین سود یا زیان معامله‌گر دارد. به زبان ساده‌تر اگر فرد اختیار خرید (Call Option) داشته باشد و قیمت بازار بالاتر از قیمت اعمال باشد، در موقعیت سود قرار می‌گیرد. و اگر اختیار فروش (Put Option) داشته باشد و قیمت بازار پایین‌تر از قیمت اعمال باشد، باز هم در سود خواهد بود.

برای مثال، فرض کنید شما اختیار خرید سهم خودرو را با قیمت اعمال 400 تومان خریداری کرده‌اید. اگر قیمت این سهم در بازار به 500 تومان برسد، شما می‌توانید از حق خود استفاده کنید و سهم را با همان قیمت 400 تومان بخرید، در حالی که ارزش واقعی آن 500 تومان است. این یعنی 100 تومان سود به ازای هر سهم.

اما اگر قیمت سهم پایین‌تر از 400 تومان باقی بماند، شما می‌توانید تصمیم بگیرید که قرارداد را اجرا نکنید و تنها مبلغی که برای خرید اختیار پرداخت کرده‌اید (پریمیوم) را از دست می‌دهید.

درک صحیح مفهوم قیمت اعمال در آپشن برای هر معامله‌گری ضروری است. این قیمت، پایه تصمیم‌گیری برای اجرای یا عدم اجرای قرارداد است و نقش کلیدی در برنامه‌ریزی، تحلیل سود و مدیریت ریسک دارد. چه تازه‌کار باشید و چه حرفه‌ای، همیشه باید قیمت اعمال را با قیمت روز بازار مقایسه کرده و بر اساس آن استراتژی معاملاتی خود را تعیین کنید.

ریسک و پاداش در اختیار معامله

  • ریسک خریدار: فقط به اندازه‌ی پرمیوم (هزینه خرید قرارداد)
  • ریسک فروشنده: نامحدود
  • پاداش خریدار: بالقوه نامحدود
  • پاداش فروشنده: فقط به اندازه‌ی پرمیوم دریافتی

قیمت آپشن (Option Premium) در قراردادهای اختیار معامله

در بازار اختیار معامله (آپشن)، خریدار چون یک حق ویژه دارد (بدون تعهد)، برای به‌دست آوردن این امتیاز باید به فروشنده مبلغی مشخص پرداخت کند و امتیاز استفاده از حق را به‌دست می‌آورد، این مبلغ پرمیوم نام دارد.

از آنجایی که خریدار آپشن تعهدی برای اجرای قرارداد ندارد و صرفا یک حق در اختیار دارد، برای دریافت این امتیاز باید هزینه‌ای بپردازد. این هزینه، بهایی است که بابت فرصت بالقوه‌ی سودآوری در آینده پرداخت می‌شود.

در مقابل، فروشنده‌ی آپشن با دریافت پرمیوم، تعهد مشخصی را پذیرا می‌شود. او در صورتی که قرارداد توسط خریدار اعمال شود، موظف به خرید یا فروش دارایی پایه خواهد بود. بنابراین، %D

نظرات کاربران